تاراش ها
داریم تو یه چیزی فرو میریم!هرچی میگذره کمتر می فهمیم چیه!
دوباره همه چیز و کنار هم چیدم
همه جا رو گشتم
درون لباسم
تو کمد بهم ریخته داداشم
همه جا همه جا
گشتم
نبود؟
دوباره بهم ریختم
بازم سرم گیج رفت
تا آخراندوه تو خودم فرو رفتم
دوباره شنیدم
دوباره نگاه کردم
شب که شد مادم حلوا پخت ؟
همه خندیدن
مادرم نیم نگاهی به من کرد
گریه کرد
بازهم نفهمیدم؟
دوباره تنها شدم
سانتیمتر
عرض
دانش
نمیشه؟ نمیشه
داد میزنم
صدای سبحان... خواندن مادرم
لبم و میبرم رو مهرکربلا نرفته مادرم
همونجا که مادرم سجده کرده بود
| Design By : Night Skin |


