تاراش ها
داریم تو یه چیزی فرو میریم!هرچی میگذره کمتر می فهمیم چیه!
مي رم همون جايي كه پيش از اينا مي رفتيم وگاهی چقدر زود و گاهی چقدر زود دیر میشود...!

در آستانه ي طلايي ترين لحظه ي باد و بارون به مبارك بادت می آیم![]()
جايي كه كسي نباشه
جايي با او، با تو، با من
جايي با سه تا
كاپوچينو، قهوه ترك
با يه كم خوش بياري تو هم مي ياي
یه ته نوشت آذري :پسرك بي تاب تر از باد، ماچ گنده از مامان يادت نره
نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت
11:57 قبل از ظهر توسط مجتبی| |
و گاهی چقدر
و گاهی چقدر زود دیر
نوشته شده در یکشنبه 25 آذر1386ساعت
11:55 قبل از ظهر توسط مجتبی| |
| Design By : Night Skin |


