تاراش ها
داریم تو یه چیزی فرو میریم!هرچی میگذره کمتر می فهمیم چیه!
ته نوشت: این خلاصه فیلم تو قیف شده ناف ساخته محمد شیروانی ست اردلان سر افراز
چمدونم پر غربت
پر عکسایی که تارن
پر تقویم های کهنه
که چهارشنبه ندارن
روی پرده گذشته ام
بختک سرخ یه پنجه ست
دیگه هر بستر خوابی
تخته بند ی شکنجه ست
تحت تعقیب گلوله
تحت تعقیب عذابم
اما بازفکر
شکار چهره پشت نقابم
همه خون تو ی رگهام
دنگمه تو این ضیافت
تنها با خون شسته میشه
از دلم
داغ خیانت
وقتی آغوش رفاقت
یه تله ست
حرف هفت تیر
پر باور کن
وقتی هر نفس
میشه شکل قفس
حرف
هفت تیر پر باور کن
وقتی آغوش رفاقت
یه تله ست
حرف هفت تیر
پر باور کن
یغما گلرویی
تیتراژ فیلم سینمایی رییس ساخته مسعود کیمیای
ته نوشن:هی پسره ساکت باش
همه خوابند!
شب ها جدیدا زود روز میشود!
و تو باران لعنتی چرا تمام می شوی؟
به خاطر آن پسر کتانی پاره؟
شب های مرا خراب می کنی!
بگذار تا صبح نشده کتانی ام را در بیارم
و به پای آن کودک کنم
حال ببار باران...
ته نوشت: خدایا تاراش را تو آفریدی ومن تو را می ستایم
زمانی که خداوند انسان را از گل آفرید برای اطمینان از خشک شدن آن
انگشتش را روی شکم او نهادو از آن روز جای انگشت خداوند بر روی
شکم آدم باقی ماند... محمد شیروانی
وهیچ منبع دینی ندارد!

می بینم
صورتم تو آینه
با لبی خسته می پرسم از خودم
این غریبه کیه؟
از من چی می خواد؟!
اون به من یا من به اون خیره شدیم؟
باورم نمی شه هرچی می بینم!
چشمام یه لحظه روهم می ذارم
به خودم میگم
که این صورتکه
می تونم از صورتم ورش دارم؟
می کشم دستمو رو صورتم
هر چی باید بدونم دستم میگه
منو تو آیینه نشون میده
میگه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تموم غصه هام
رنگ غربت تو تموم لحظه هام
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا
آینه میگه:تو همونی که یه روز
میخواستی خورشید و با دست بگیری
-ولی امروز
شهر شب خونت شده
داری بی صدا تو قلبت می میری
می شکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما باز
تو هر تیکش عکس منه
عکس ها با دهن کجی
بهم میگن
چشم امید و ببر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میدن تمومشون
ته نوشت: روزها بی تقویم ورق می خورند و می پندارم باد چقدر مقصر ست!
| Design By : Night Skin |


