تاراش ها
داریم تو یه چیزی فرو میریم!هرچی میگذره کمتر می فهمیم چیه!
![]()
۲۴ تا هفده گذشت...!
۱۷ ها بازم می یاند...
دلم واس اون پیرمرد میسوزه که ۱۷تا شعدونی را نذر۱۷امامزاده کرد و سوخت...
دلم واسه اون نابی تنگ شده که۱۷بار رد شدم و ۱۷بار دلم گرفت...
و۱۷باری که توبه کردم پیش خداو۱۷باری که توبه شکستم...
و۱۷باری که رفتی وکاش ۱۶-۱۷میکردی برمیگشتی!
ته نوشت: این پست هیچ نظری نداره! نوشته شده در جمعه 17 آبان1387ساعت
11:42 قبل از ظهر توسط مجتبی|
| Design By : Night Skin |


