تبليغاتX
تاراش ها




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


تاراش ها

داریم تو یه چیزی فرو میریم!هرچی میگذره کمتر می فهمیم چیه!

خواستم نباشی، نشد

خواستم پرواز کنم، بالی نبود

خواستم دیگر به یادت ننویسم، قلم بی تابی کرد

خواستم دلتنگت نباشم، دل آتش گرفت

خواستم از وجودم بیرون باشی، قلبم گریست

خواستم در راهت نباشم، پاهایم یاری نکرد

هر چه کردم، هر چه خواستم، هر چه نوشتم، هر چه زندگی کردم

همه رنگ و بوی تو را می داد

سفر کردم که در یادم نباشی

خواستم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم

سفر آغاز راه بودنت شد

نوشته شده در چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط م - ریزک| |


Design By : Night Skin