تاراش ها
داریم تو یه چیزی فرو میریم!هرچی میگذره کمتر می فهمیم چیه!
ته نوشت:دنبال چی دارم میگردم؟نمیدونم

تو نیستی
انگار خدا تب دارد!
گویی مادرم از درد قران می خواند!
و چقدر سخت ست
مردی از آبستن شدن زنش بترسد!
ومن روزی هزار بار می نویسم تاراش خوب ست
تاراش خوب ست
تاراش خوب ست
تاراش خوب ست
تب خدا پایین می آید
ولی نمی فهمم چرا نیستی؟
شاید هستی ومن نیستم!
دیروز تمام ریاضی بسته شد
هیچ عددی بالاتر از هفده نبود!
ومن نمی فهمم چرا گاهی مثل هالوها
زل می زنم به صفحه تلفن
گویی خدا در این ارقام گم ست
۶۱۵
۱:دلم خیلی هوات و کرده
۲:کاش حداقل واسه یه لحظه می دیدمت
۳:مواظب خودت باش نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت
5:56 بعد از ظهر توسط مجتبی| |
| Design By : Night Skin |

